دانشنامه مدیریت

محل کار، انجمنی است که در آن رفتارهای متنوعی روی می دهد. هر یک از این رفتارها، پیامدهای مختلفی را برای افراد شاغل در سازمان و کل سازمان دارد. در حالت ایده آل، این رفتارها با هنجارهای سازمان منطبق است. هنجارهای سازمانی، یک ساختار متشکّل از رفتارهای مورد انتظار، زبان ها و اصول اند که اجازه می دهند محل کار به شیوه ای مناسب شکل بگیرد. هنگامی که رفتارهای کاری عادی در خارج از هنجارهای سازمان رواج می یابد، عواقب آن بسیار گسترده بوده و بر تمام سطوح سازمانی از جمله: فرایند تصمیم گیری، بهره وری و هزینه های مالی تأثیر می گذارد. طی دهه ی گذشته رفتارهای انحرافی محل کار، از قبیل سرقت، آسیب رساندن به تجهیزات سازمان، ورود به محل کار با تأخیر، وقفۀ غیر مجاز، بی توجهی به دستورات مدیر و …، توجه محققان بسیاری را به خود جلب کرده است. این گونه رفتارها طی سال­ های اخیر افزایش یافته است و سالانه میلیون­ ها دلار هزینه ایجاد می کنند.
رفتارهای انحرافی محل کار علاوه بر هزینه های اقتصادی، هزینه های غیر مستقیمی نظیر آسیب رساندن به شهرت سازمان، افزایش نرخ ترک خدمت و کاهش انگیزه و تعهد کارکنان را بر سازمان ها تحمیل می کنند. بسیاری از مجریان، مدیران و دانشمندان علوم اجتماعی، رفتار غیراخلاقی را به عنوان یک سرطان کار بر بافت جامعه در بسیاری از سازمان­ های امروزی می بینند. استدلال آنها این است که بحران های اخلاقی می توانند قدرت رقابتی سازما ن ها را تضعیف کنند. رفتار غیر اخلاقی کارکنان در تمام سطوح، هشدار دهنده است. یکی از رفتارهای انحرافی کینه توزی در سازمان است.
انتقام و کینه توزی یک میل انسانی بنیادی و انگیزه گر قوی از رفتار اجتماعی است. کینه توزی به عنوان «ضربه زدن به طور منظم برای اشتباه درک شده» تعریف  و به عنوان عامل اصلی خشونت شناخته شده است. کینه توزی تقریبا همیشه با خشم شدید همراه است و به طور معمول، متعاقب دوره ای از اندیشه منفی در مورد آسیبی که به قربانی وارد شده، می ­باشد. آزار و اذیت در محل کار می تواند عواقب متعددی را هم برای کارکنان و هم کارفرمایان داشته باشد، این امر ممکن است توسط میل به انتقام تحریک شود. انتقام یا کینه توزی به عنوان اقدام یا تلاشی تعریف شده است که توسط آن قربانی می تواند مجازات، ناراحتی، آسیب یا ضربه ای را نسبت به طرف مسئول آسیب درک شده وارد کند، و مستلزم گستره وسیعی از پرخاشگری و تشدید تعارض بوده است.
همچنین کینه توزی یا تلافی، نوعی رفتار تهاجمی است که با هدف تلافی کردن انجام می شود. بنابراین می  توان گفت رفتار کینه  توزی به قصد آسیب رساندن و مجازات می  باشد. تحقیقات نشان داده است که کینه توزی یک رفتار طبیعی انسانی است، زمانی که افراد ابزار بهتری برای برابری ندارند.

کینه  توزی را می  توان از انواع مختلف رفتار متقابل منفی مانند مجازات، به سبب شدت عاطفی و رفتاریِ بزرگ تر آن، متمایز ساخت. اقدامات انتقام یا کینه توزی اغلب به قصد ضربه زدن به متخلف، با هدف ارتقاء قربانی به موقعیت عالی می باشد. اگرچه سایر اشکال رفتار متقابل منفی نیز ضربه می زنند، اما اقدامات تنبیهی علیه مجرمان همیشه به عنوان یک تلاش رقابتی برای نشان دادن برتری قربانی به حساب نمی آید.

کینه توزی سازمانی

دو ویژگی مفهوم انتقام را برجسته ساخته است: ۱) یک انگیزه مبتنی بر انتقام منفرد و ۲) پیامدهای مخرب و سازنده آن برای افراد و سازمان ها. در حالی که سابق، طیف وسیعی از رفتارهای تهاجمی و پرخاشگر را برای مطیع سازی ساختار مختصرتر (یعنی انتقام) مبنا قرار می دادند، اخیرا به دنبال کشف این امر هستند که این رفتارِ تا حدودی متوحش در این سطح می ماند. همراه با نتایج منفی، برای اهداف مثبتی مانند بازدارندگی از قصد آتی برای تکرار رفتار مضر در آینده نیز به کار رود. هر دو ویژگی مفهوم انتقام، کینه توزی یا انتقام را رویکرد منحصر به فردی در پرخاشگری محل کار می ­سازند. لازم به ذکر است که حتی اگر افراد بتوانند اخلاقا رفتارهای انتقامی خوب را (مثلا انتقام سازنده) بیشتر از حالت بد (مثلا انتقام مخرب) تشخیص دهند، انتقام معمولا تعارضات خارج از کنترل را تشدید می کند. این امر می تواند توضیح دهد که چرا مردم اصلا هیچ نوع انتقامی را تایید نمی کنند، گرچه برخی از آنها مشروع تر از باقی هستند.

تحقیقات نشان می دهد که کینه توزی به طور مرتب در سازمان ها اتفاق می افتد. تریس و جونز (۱۹۸۲) دریافتند که کینه توزی یکی از دلایل اصلی سرقت کارکنان است، در حالی که کرینو (۱۹۹۴) استدلال می کند که کینه توزی اغلب موجب تحریک خرابکاری های صنعتی می شود. این مطالعات نشان می دهد که چگونه کینه ورزی علیه نهادها هدایت می شود؛ با این حال، اکثر اقدامات کینه توزی علیه افراد انجام می گردد. انتقام و کینه توزی معمولا در سطح بین فردی اعمال می شود، زیرا آنجاست که افراد اغلب بی عدالتی را تجربه می کنند. نقض عدالت بین فردی، سخت­ ترین واکنش های عاطفی را که از خشم، تبدیل به تخطی اخلاقی می شود، ایجاد می کند. دالی (۱۹۹۱) در پژوهشی در زمینه مذاکرات در ادغام و مالکیت، دریافت که نقض هنجارهای بین فردی مبادلات اجتماعی (مثلا جعل اطلاعات، توهین، اتهامات دروغین، عهدهای شکسته) مذاکره کنندگان را خشمگین ساخته است. مطالعات دیگر نشان می دهد که تلاش های یک طرف برای خرده گیری از وضعیت طرف دیگر، انتقادات مخرب و تمسخر عمومی احساسات منفی در پی داشته که موجب میل به کینه توزی می گردد.

با توجه به نظر بیس و همکاران (۱۹۹۷)، کینه توزی مسیری را دنبال می کند که شامل ارتباط خشم- پاسخگویی- انتظارات نقض شده، می باشد. نخست، برخی از رفتارهای واکنش انگیز (مثلا نقض هنجارها، سوء استفاده بین فردی) به زعم خود، کینه توزی را ممکن می سازد. سپس، این شخص پیرامون این اتفاق تامل می کند تا ببینید آیا باید افراد متخلف را در این اتفاق مسئول قلمداد کند یا خیر. اگر طرف آسیب دیده، متخلف را سرزنش کند، متخلف عصبانی شده و بیشتر در پی انتقام می ­گردد.

 

کاربر گرامی جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره جهت تهیه فایل های مرتبط (مبانی نظری، پک مقالات و مقاله بیس) در زمینه کینه توزی سازمانی می توانید درخواست خود را فرم تماس با ما ثبت نمایید.


ارسال دیدگاه
(الزامی) (الزامی)